تبلیغات
مقالات - خلاقیت و راه های افزایش آن

امروز:

خلاقیت و راه های افزایش آن

خلاقیت و راه های افزایش آن


مقدمه
بی شك یكی از زیبا ترین ویژگی های انسان ،قدرت آفرینندگی و یا خلاقیت اوست.به واسطه ی همین ویژگی است كه انسان می تواند اهداف آرمان گرایانه خود را پدید آورد و توانایی های خود را شكوفا سازد.آنچه پیش از این در مورد خلاقیت تصور می شد بر اساس نگرش نبوغ آمیز بنا شده بود و طبق این نگرش،خلاقیت به افراد خاصی تعلق داشت ؛افرادی كه از نبوغ استثنایی برخوردار بوده و توانایی های ذهنی آنان،فراتر از مردم عادی به شمار می رفت .بنابراین خلاقیت موهبتی آسمانی پنداشته می شد كه صرفاً در اختیار تعداد معدودی از افراد قرار گرفته است در صورتی كه خلاقیت به افراد معدودی تعلق نداشته و تمامی افراد می توانند خلاقانه فكر كنند. تنها تفاوت عمده بین افراد نابغه و خلاق وافراد عادی در این است كه گروه اول روش هایی را به كار می گیرند كه افراد دیگر از آن روش ها بی اطلاع هستند؛بنا بر این آموزش مهارت های خلاقیت نقش مهمی را در این بین ایفا می كند.



تعریف خلاقیت و تخیل (2)
تجاربی كه ما در سال های اولیه در اختیار كودكان قرار می دهیم در رشد آتی آنان تاثیرات بسیارحیاتی دارد.هر قدر این تجارب غنی تر باشد كودكان فرصت های بیشتری برای رشد و آمادگی برای درك آن چیز هایی پیدا می كنند كه در زمان حال و آینده به آن نیاز دارند.ولی تعریف خلاقیت و تخیل ساده نیست.این تعاریف ممكن است:
*خلاقیت و تخیل را محدود به تولید یك كار هنری،برای مثال،یك نقاشی كنید.
*خلاقیت و تخیل را محدود به((هنر))مثلاً فقط نقاشی یا موسیقی كند. (7)
*به خلاقیت و تخیل صرفاً به عنوان یك مهارت-چیزی كه می توان آن را از طریق آموزش آموخت نگاه كرد.
*آنان را به عنوان چیزی كه فقط در شرایط مناسب رشد می كند ببیند.
*مفاهیم كلیشه ای را در بر بگیرد مانند این گروه های خاصی از افراد طبیعتاً خلافند.
* خلاقیت و تخیل را معدود به تعداد انگشت شماری از افراد سرآمد كند.
لازم است تذكراتی برای خلاقیت و تخیل ارائه دهیم كه:
*نخبه گرا نباشند.
*این نكته را در نظر گیرند كه همه ی كودكان می توانند خلاق باشند و قوه تخیل داشته باشند.
*از استعداد های همه ی كودكان به بهترین وجهی بهره گیرد.
*این نكته را در نظر گیرد كه همه ی كودكان به این فرصت نیاز دارندكه با مفاهیم بازی كنند.
*اهمیت وجود محیطی كه خلاقیت و تخیل را تشویق می كند به رسمیت بشناسد.
خلاقیت و تخیل را غالباً به هم ربط می دهند،برای مثال در پیامد مطلوب برای یادگیری كودكانی كه آموزش و پرورش اجباری را می گذرانند به این نكته پرداخته شده است ولی نمی توان جای این دو را با هم عوض كرد اگر قرار است به طور مؤسری خلاقیت و تخیل را تشویق كنیم باید بدانیم چه هستند و چگونه با هم ارتباط دارند.در ضمن لازم است ارتباط آن ها را با حوزه های دیگری مثل زیبایی شناسی و بازی بدانیم.
چند تعریف دیگر از خلاقیت(3)
خلاقیت از جمله مسائلی است كه درباره ماهیت و تعریف آن تاكنون بین محققان و روان شناسان توافق به عمل نیامده است.در مجموع تعریف ها خلاقیت را چنین تقسیم بندی می نماید:بعضی از تعریف ها،ویژگی های شخصیتی افراد را محور قرار داده و بعضی دیگر بر اساس فرایند خلاق و تعریف های دیگر بر حسب محصول خلاق به خلاقیت نگریسته اند.
از جمله افرادی كه بر حسب شخصیت به خلاقیت می نگرد گیلفورد است.او معتقد است خلاقیت مجموعه ای از توانایی ها و خصیصه هاست كه موجب تفكر خلاق می شود.
تعریف های دیگری مبتنی بر فرایند خلاقیت است مانند تعریف مدنیك از نظر او خلاقیت عبارت است از:شكل دادن به عناصر متداعی به صورت تركیبات تازه كه با الزامات خاصی مطابق است یا به مفید است. هرچه عناصر تركیب جدید غیر مشابه تر باشند،فرایند حل كردن خلاقتر خواهد بود.
عده زیادی به خلاقیت بر اساس محصول توجه نمی نمایند. به طور مثال گیزلین معتقد است: خلاقیت ارائه كیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است.
تایلور خلاقیت را شكل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه می داند.
همان طور كه ملاحظه می شود وجه اشتراك این دو تعریف و تعریف های دیگری تازگی و نو بودن است.اما تازگی به تنهایی نمی تواند مفهوم خلاقیت را روشن كند. زیرا بسیاری چیز هاست كه نو و تازه است ولی خلاقانه نیست.
اشكالی كه در تعریف خلاقیت در مبنای تازگی وجود داشت محققانی را بر آن داشت تا عنصر ارزش را به آن اظافه كنند. بنابر این ملاك محصول خلاق در بسیاری از نظریه های معاصر تازگی و تناسب یا ارزش.
استین خلاقیت را بر مبنای این دو عامل چنین تعریف می كند:
خلاقیت فرایندی است كه نتیجه آن یك كار تازه ای می باشد كه توسط گروهی در یك زمان به عنوان چیزی مفید و رضایتبخش مقبول واقع شود.
ورنون نیز از همین چشم انداز به خلاقیت می نگرد.
خلاقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها،نظریه ها،بینش ها یا اشیای جدید و نو و باز سازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست كه بوسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتكاری و از لحاظ علمی،زیبایی شناسی،فن آوری و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد.
محور اصلی تعریف ورنون نیزهمان تازگی و ارزش است،منتهی تلاش شده با بیان ابعاد مختلف این دو عنصر تعریف های قبلی تكمیل گردد.
استرنبرگ نیز تفكر خلاق را تركیبی از قدرت ابتكار،انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی كه یادگیرنده را قادر می سازد خارج از تفكر نا معقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد كه حاصل آن رضایت شخصی و احتمالاًخشنودی دیگران خواهد بود. آمابیل ضمن تاكید این تعریف قیدی به آن اظافه میكند. آمابیل معتقد است در تكمیل دو عنصری كه در اغلب تعریف ها آمده یعنی تازگی و تناسب و ارزشمندی باید این نكته را اظافه نمود كه عمل خلاق از طریق اكتشاف انجام می گیرد نه از طریق الگوریتم. بنا براین مثلاًاگر یك شیمیدان زنجیره تركیبی شناخته شده را عیناً برای تركیب تازه ای كه قبلاً نبوده طی كند كار خلاقی نكرده،هرچند كار او مفید و با ارزش باشد.این مساله در مورد هركار دیگر هنری نیز مصداق دارد.
البته هنوز سؤالاتی باقی است. از جمله وقتی صحبت از تازگی برای چه كسی؟منظور از تازگی چیست؟آیا تازگی به معنی مطلق آن مد نظر است؟یعنی كار جدیدی كه قبلاً نبوده است یا منظور از تازگی،جدید بودن برای افراد است. یعنی امری كه بار ها انجام شده،اما برای فرد خاص تازگی دارد،اگر تازگی منحصر به كار های بدیعی باشد كه قبلاًبوجود نیامده است،معنی خلاقیت اختصاصی می گردد. بعضی از متفكران از جمله استین با این نظریه موافقند،اما اگر شق دوم پذیرفته شود خلاقیت مفهومی عام است كه از معمول ترین افراد تا دانشمندان،هنرمندان،متفكران را در بر می گیرد.
بر اساس آنچه گفته شدمایر و وایز برگ تعریف ساده ای از خلاقیت ارائه دادند:
خلاقیت توانایی حل مسائلی است كه فرد قبلاً حل آن ها را نیاموخته است.
به عبارت دیگر زمانی كه فرد راه حل تازه ای را برای مسأله ‍ ای كه با آن مواجه شده به كاربرد خلاقیت شكل گرفته است. این تعریف نیز شامل دو عنصر است:اول راه حلی كه مسأله ای را حل كند.دوم راه حل برای كسی كه مسأله را حل می كند تازه باشد. بنابراین پاسخ مشابهی ممكن است برای فردی خلاق باشد و برای دیگری غیر خلّاق.
اگر در مفاهیم كه تاكنون از خلاقیت ارائه شد. تعمق كنیم ملاحظه می نماییم كه اغلب آن ها به یك جنبه بسیار مهم و اساسی توجه كافی ننموده اند. و آن بعد اجتماعی خلاقیت است. امروزه عده زیادی از محققان و متخصصان اعتقاد دارند ما نمی توانیم به خلاقیت بدون توجه به زمینه های اجتماعی نظر بیندازیم.
سیكزنتمی هالی می گوید:ما نمی توانیم به افراد و كار های خلاق جدا از اجتماعی كه در آن عمل می كنند بپردازیم. زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست. آمابیل و همكارش در مصاحبه هایی كه كه با 120دانشمند در 20 رشته مختلف داشته اند به این نتیجه رسیدند كه عوامل محیطی در رشد خلاقیت برتری دارند. آمابیل می گوید:این یافته ها اهمیت اكولوژی را نشان می دهد و این كه محیط عامل برجسته تری از مسائل فردی است. این بدین معنی نیست كه نیروی بیرونی از شما مهمتر از خود شماست. مطمئناً عوامل شخصی تأثیر زیادی در خلاقیت دارند،اما نكته مهم این است كه سهم محیط بسیار متغیر تر است یعنی راحت تر می توان عوامل اجتماعی را تغییر داد تا ویژگیها و توانایی ها.
در مطالعه ی دیگری هنسی و آمابیل می گویند:تحقیقات ما نشان داده است عوامل اجتماعی و محیطی نقش اصلی را در كار خلاق ایفا می كنند. ما دریافتیم بین انگیزه های شخصی و خلاقیت ارتباط قوی ای وجود دارد كه قسمت زیادی از این گرایش را محیط اجتماعی یا حداقل جنبه های خاصی از محیط تعیین می كنند.
روشن است محیطی كه موجب تولید خلاق شود به آسانی ایجاد نمی گردد و وقتی متحقق گردد باید مرتب تجدید شكل یافته و كنترل شود. عشق كافی نیست. افراد خلاق با مشكلات زیاد باید تلاش كنند محیط شخصی انسان در جهت تحكیم این عشق باشد.
هارینگتون بر مبنای شناخت محیط زیست(اكولوژی)در زیست شناسی،نظریه اجتماعی خویش را از خلاقیت پایه ریزی می كند. او معتقد است:خلاقیت محصول فرد واحدی،در یك زمان واحد،در جای خاصی نیست. بلكه عبارت از یك زیست بوم (اكوسیستم)است-همانگونه كه در زیست بوم (اكوسیستم)در زیست شناسی موجود های زنده با یكدیگر و با اكو سیستم شان مرتبطند در اكوسیستم خلاق نیز همه اعضاء و همه جنبه های محیطی در حال تعامل می باشند. برای نمونه اگر بخواهیم از اكوسیستم یك نویسنده خلاق توصیفی به عمل آوریم می توان گفت:
اكوسیستم او شامل شرایط مادی و تجهیزات محیط كارش،شرایط زمانی و مكانی كه زندگی و كار می كند،منابع حمایت كننده فكری و احساسی او،امكان دسترسی او به منابع ادبی و سایر نویسندگان،امكانت دسترسی به ناشرین،متغیر های اقتصادی و غیره می باشد.
علاوه بر شرایط محیطی ویژگی های شخصی نویسنده كه با كار خلاقش در ارتباط است نیز باید روشن گردد. برای مثال انگیزه نوشتن،میل و توانایی او در تغییر شرایط و ایجاد موقعیت تازه كه برای كارش مساعد تر باشد. توانایی او برای ارزیابی كارش، اعتماد به نفس در صورت عدم استقبال از كارش و موراد مشابه.
البته بین اكوسیستم در زیست شناسی با اكوسیستم خلاقیت تفاوت وجود دارد. لكن این جا یك استفاده استعاری از مفاهیم انجام گرفته است. سه مفهوم زیست شناختی در این استعاره قابل توجه است.
1-بعضی خصوصیات ارگانیسم در یك جا نقش حیاتی دارد و در محیطی دیگر بی تأثیر و غیر مفید است. همچنین خصوصیات محیطی كه برای یك ارگانیزم زیانبخش است برای دیگری عامل رشد وتوسعه.
این مسئله در اكوسیستم خلاقیت قابل تعمیم است. عوامل محیطی كه در یك جا مثبت است در جای دیگر تأثیر منفی دارد. در حقیقتی كه آمابیل داشته دانشمندان فشار و اضطرار زمانی را مانعی در خلاقیت دانسته اند،در حالی كه در تحقیق دیگر دانشمندان این عوامل را محرك خلاقیت خویش دانسته اند. ویژگی های شخصیتی در كار خلاق با ویژگی های اكو سیستم در ارتباط است. مثلاًاستقلال برای محیط كار منفرد مفید است،اما در جایی كه نیاز به تعامل یا هماهنگی بالایی است،غیر مفید است. به طور مشابهی،در اكوسیستمی كه پرورش خلاقیت اهمیتی ندارد ممكن است اقتدارگرایی نیاز باشد،اما همین مسأله در اكوسیستمی كه به رفتار خلاق توجه می شود غیر مفید است.
2-موجودات زنده،شكل دهندگان و جستجو گران فعال محیطشان هستند. زیست شناس ها توجه زیادی به فرایند فعالیت موجود زنده دارند كه طی آن چیز ها را تغییر داده و جای طبیعیشان را جستجو می كند.
در اكوسیستم خلاقیت نیز به فرایندی كه افراد خلاق به طور فعالی محیطشان را انتخاب كرده و شكل می دهند توجه می شود. این عمل موجب تسهیل رشد خلاقیت افراد و پیشرفت كار هایشان می گردد.
3-ارتباط غیر خطی و متصل عوامل محیطی:همانطور كه در بیولوژی عوامل محیطی با یكدیگر ارتباط غیر خطی دارند در اكوسیستم خلاقیت نیز همه عناصر با یكدیگر ارتباط نزدیك و غیر خطی دارند. برای مثال در یك گلخانه نیاز به مقداری آب،نور خورشید است تا گیاه رشد كند،مقدار آبی كه لازم است نیز وابسته به عوامل دیگری مانند میزانی كه گیاه،نور خورشید را جذب كرده است و غیره می باشد. این مسائل نیز در تحقیقات اكوسیستم خلاقیت مشاهده شده است. در تحقیقات زیادی تأثیر محیط روی خلاقیت بررسی شده است از جمله:آلن لی،تاشمن،میت راف.
بنابراین آنچه گفته شد،فرایند خلاقیت در ذهن شخص جدا از متغیر های اجتماعی قرار نمی گیرد.
واقعیت این است به خلاقیت نمی توان با تمركز بر یك بعد نگریست. بعد فردی،محیطی،فرایندی و محصولی به تنهایی نمی توانند بیانگر ماهیت خلاقیت باشند. مثلاً ویژگی های شخصیتی با خلاقیت همبستگی بالایی دارد،اما نه این كه همه چیز را راجع به خلاقیت بگوید، بلكه همراه آن ما نیاز داریم به نظام اجتماعی خلاق نیز توجه كنیم.
به طور مثال رامبراند یك نقاش بزرگ است،اما ما نمی توانیم به خلاقیت او با مطالعه ی شخصیت،فكر یا رفتارش پی ببریم. حتی اگر بدانیم لحظه به لحظه چه كرده و چه در ذهنش گذشته ما نمی توانیم كاملاً آنچه او را خلاق ساخته بشناسیم. بلكه خلاقیت او وقتی مشخص می شود كه كار او در ارتباط با دیگران بررسی شود. اگر كار او را به افرادی كه از تاریخ هنر اطلاعی ندارند نشان دهیم نمی توانند راجع به خلاقیت آن اظهار نظر كنند. آن ها می توانند فكر كنند او نقاش بزرگی است اما راجع به خلاقیت او نمی توانند قضاوت كنند، چون ابزاری برای ارزیابی ندارند. همعصران رامبراند نیز اعتقاد نداشتند او خلاق است،تنها پس از مرگ او متخصصان با قرار دادن كار او در مجموعه نقاشی های اروپا متوجه تفاوت كار او با دیگران و ابتكاری بودن آن شدند.
این مثال روشن می كند كه نمی توان به خلاقیت صرفاً از بعد ویژگی های شخصیتی،اجتماعی،فرایند یا محصول پرداخت.چه بسا محصولی كه در یك جامعه ارزشمند است،اما در محیطی دیگر بی ارزش.
بنابراین خلاقیت مجموع عوامل شخصی،فراین و محصول است كه در یك محیط اجتماعی در حال تعامل اند.
آزوبل نیز میگوید:خلاقیت یكی از مبهم ترین و مغشوشترین اصطلاحات در روان شناسی و تعلیم و تربیت امروز است.
ابهام اصطلاح خلاقیت مربوط به این می شود كه یك مفهوم انتزاعی و تازه است. اما ابهام در مفهوم به معنی پیچیدگی خود جریان خلاقیت نیست،زیرا خلاقیت را می توان به راحتی در زندگی روزانه حس كرد و آن را لمس نمود. با وجود این همان طور كه ذكر شد درباره خلاقیت نظریه های متنوعی وجود دارد،مكاتب مختلف روانشناسی نیز از زوایای مختلفی به خلاقیت نگریسته اند. در اینجا ما برای تكمیل بحث دیدگاه های مختلف مكاتب را درباره ی خلاقیت مورد بررسی قرار می دهیم. از بین مكاتب مختلف،آنهایی انتخاب می شوند كه درباره ی بحث بیشتری نموده اند.
بر اساس تعریف رابرت خلاقیت خصوصیتی در ذات انسان است.
در حالی كه او موسیقیدان و آهنگساز است این تعریف نشان دهنده ی زندگی او به عنوان یك موسیقیدان است.او دائماً می خواهد كه خلاق باشد و در نتیجه خلاقیت را به عنوان بخشی از طبیعت انسان می داند.
خلاقیت عبارت است از(2)
((فرآیندی كه در بر گیرنده تفكر و واكنش است و انسان با تجارب گذشته اش ارتباط برقرار می كند،به محرك ها(اشیاء، نشانه ها،مفاهیم،افراد،موقعیت ها)و معمولاً دست كم یك مجموعه منحسر به فرد واكنش نشان می دهد.))
((آفریدن-به وجود آوردن.))
((بیان عقاید اصیل ،بخش ذاتی بشر.))
((توانایی ساختن آن چیزی كه تصور می كنیم وجود دارد.))
((تولید چیزی كه به انسان الهام می شود.))
((با هوش بودن و طراح بودن.)
(6)

((جرئت متفاوت بودن داشتن.))

((توانایی یا قدرت ذهنی یا بدنی برای ساختن یا باز سازی واقعیت به نحوه ی منحصر به فرد))
((انگیزه برای یادگیری.))
به فعلت در آوردن توانایی ها.))
(6)
خلاقیت(2)
این تعاریف نشان می دهد كه خلاقیت دربرگیرنده این موارد است:
*توانایی دیدن چیز ها به طرزی نو
*آموختن از تجارب قبلی و ارتباط دادن این یادگیری به موقعیت های تازه
* تفكری انعطاف پذیر و شكستن محدودیت ها
*استفاده از روش های غیر سنتی برای حل مشكلات
*فراتر از اطلاعات گام برداشتن
*آفریدن چیزی منحصر به فرد یا اصیل
مك كلر(1957)معتقد كه هر تفكر خلاقی منابعی بیرونی دارد كه شاید دور یا نزدیك،آگاهانه یا ناآگاهانه باشد.خلاقیت در خلا ایجاد نمی شود.عامل خلاق در ارتباط با این منابع است و در ضمن اطلاعات گرفته شده از این منابع را سازماندهی دوباره می كند.
برای این كار به این ها نیاز داریم:
*مهارت و توانایی لازم برای فعلت بخشیدن به عقایدمان
مجموعه ای از دانش و درك برای كاوش و یافتن تركیبات تازه
*نگرش ها و آمادگی هایی كه ما را قادر می سازد تكلیفی را تا مرحله به فعلت رساندن عقایدمان ادامه دهیم.
خلاقیت یعنی یافتن ارتباط بین آن چیز هایی كه قبلاً با هم بی ارتباط بودند به طرقی كه از نظر خود فرد تازه و معنی دار است.
تخیل عبارت است از(2)
((بازی بدون عمل.))
((توانایی مجسم كردن تصورات بینایی،حس و شنوایی در ذهن.))
((توانایی به تصور در آوردن آنچه نیست.))

(7) (7)
تخیل-((نیروی برای شكل دادن به تصوراتی كه هنوز شكل نگرفته اند.))
((دیدن چیزی كه نیست.دانیل فكر می كند كه توری قفسه شبح است.))
((توانایی شكل دادن تصورات ذهنی متنوع و غنی یا مفاهیمی از مردم،جاها،چیز ها،موقعیت هایی كه وجود ندارد.))
((توانایی شناختی به تصور در آوردن واقعیتی دیگر در ذهن.))
((تخیل-الهام،تصور،خیال...)
((آنچه انسانی است.)
تخیل(2)
این تعاریف بعضی از عناصری را كه بخشی از تخیل است نشان می دهد.
تخیل كردن یعنی:
*جدا كردن خود از جهان ملموس و پیش رفتن به فراسوی موقعیت های عینی.
*محدود نبودن به جهانی كه ادراك می كنیم.
*جدا كردن عمل و اشیاء از معنایشان در جهان واقعی و بخشیدن معنای تازه به آن.
*یكی كردن و انسجام دادن به تجارب و ادراكات.
*ساختن آنچه نیست ولی می تواند باشد؛وانمود كردن.
این گونه ادراكات فرد مبدل به تصورات می شود،ذخیره می شود وبه كار می رود بستگی به خود فرد فرد دارد.هر فردی ممكن است تخیلی را ترجیح دهد و توانایی تخیل كردن در افراد مختلف متفاوت است.
برای مثال،به هنگام تخیل از این ها مدد می گیریم:
* تجارب بینایی-آنچه دیده ایم.
*تجارب شنوایی-آنچه شنیده ایم.
*تجارب حسی-آنچه حس كرده ایم.
تخیل درونی كردن ادراكات ماست و كاربرد آن ها و اشیاست برای خلق معانی ای كه وابسته به جهان بیرونی نیستند.
ارتباط بین خلاقیت و تخیل(2)
از این تعاریف چنین بر می آید كه خلاقیت و تخیل در عین حال كه یكی نیستن ولی كاملاً به هم ربط دارند. خلاقیت غالباً مستلزم كاربرد تخیل است. برای مثال:
*چسب لباس كه كار دكمه رامی كند و بسیار راحت تر از دكمه بستن است در نتیجه مشاهدات مبدع آن خلق شد. او هنگامی كه از مزرعه می گذشت دید كه خار و خسك به لباسش چسبیده است. او از این مشاهده با استفاده از تخیلش مدلی برای بستن لباس ابداع كرد. بسیاری از افراد در طول سال ها می دانستند كه خار و خسك چه خاصیتی دارد ولی او اولین كسی بود كه كاربرد گسترده تر آن را دید.او با استفاده از خلاقیتش مشاهداتش از خار و خسك را به لباس ارتباط داد.
*دانشمندان برای درگیر شدن در كار ‍‍ژنتیك جمعیت،اعداد خیالی ابداع كرده اند.جذر منهای یك در دنیای واقعی وجود ندارد و در فرمول هایی كه در این زمینه به كار می رود اهمیتی حیاتی دارد. بدون این عدد خیالی مشكلات ژنتیك جمعیت حل نمی شد و تفكر پیشرفت نمی كرد.
هنگامی كه روابط تازه ای كشف می كنیم غالباً با توسل به تخیل خود را از جهان اطراف خود جدا می كنیم،ادراكات خود را درونی می كنیم و احتمالات مختلفی را بررسی می كنیم. ولی به هنگام كاربرد تخیل خود همیشه خلاق نیستیم. برای مثال،بازی تخیلی كودكان می تواند تكراری باشد. آنان ممكن است صرفاً نقش ها و سناتور هایی را كه می دانند تكرار كنند. تعاریف تخیل و خلاقیت كه گاردنر و فرانسیس ارائه كردند به ما كمك می كند تا تفاوت را بفهمیم-تخیل توانایی به تصور درآوردن آن چیزی است كه وجود ندارد،عنصر خلاق یعنی مبدل كردن تخیل به واقعیت. یا به قول فروبلوقتی ما خلاقیم كه((به تفكر خود جسم بدهیم. . .آنچه غی قابل دیدن است قابل دیدن كنیم.))
ویژگی های خلاقیت در كودكان خردسال(2)
غالباً چیز هایی كه كودكان كشف می كنند تازه نیستند و مدت ها قبل كسان دیگركشفشان كرده اند. ولی اینكشفیات برای كودك تازگی دارد. خلاقیت در كودكان یعنی وقتی كه برای اولین بار ارتباطی را كشف كرده اند كه قبلاً كشف نكرده بودند.آیزنبرگ و یالانگو در تعریف خلاقیت در سال های اولیه كودكی این راه ها را پیشنهاد می كنند.د كودكان خلاقند در صورتی كه:
*كاوش كنند و بیازمایند.
*با استفاده از زبان و بازی به جهان خود معنا ببخشند.

*مدتی طولانی بر روی یك تكلیف تمركز كنند.
*به آشفتگی نظم بدهند و با پدیده قدیمی و آشنا كاری تازه كنند.
* با تكرار چیزی تازه بیاموزند.
ارتباط خلاقیت و بازی(2)
بین فرایند خلاق و بازی ارتباط ها و همپوشی های بسیاری وجود دارد. بازی و خلاقیت ویژگی های مشتركی دارند. در حقیقت بازی غالباً بخشی از فرایند خلاق است. هر دو این ها این موارد را در بر می گیرد:
*یك نگرش و یك فرایند
*وضعیتی ذهنی و آمادگی
*آمادگی كنار آمدن با عدم اطمینان
*توانایی كاوش در مفاهیم تازه
*تفكر و اگر،یعنی توانایی نگاه كردن به یك مشكل از راه های مختلف
*عدم اجبار
*فرصت انتخاب داشتن
*آفرینش و باز آفرینی ابتكار داشته باشیم(5)

ابتكار عبارت از دور شدن از چیز های واضح و معمولی یا قطع رابطه با تفكر مبتنی بر عادت است. ایده های ابتكاری از نظر آماری كمیاب اند. در واقع،برخی از محققین ترجیح می دهند به جای ابتكار لغت«منحصر به فرد»را به كار ببرند. در آزمون های خلاق معمولاً ارتباطی بالنسبه قوی بین سیلان و ابتكار وجود دارد. معذالك، به طور كلی مقیاس های ابتكار رفتار خاق ر دقیق تر پیش بینی می كنند تا مقیاس های سیلان. بدین ترتیب ،در عین آنكه سیلان (ایاد سریع تعداد زیادی ایده)مسلماً این احتمال را كه ایده های ابتكاری ایجاد شود بالا می برد،تضمینی وجود ندارد كه این مطلب اتفاق بیفتد. در نتیجه این موضوع حائز اهمیت استكه بعضی از ویژگی های ایده ابتكاری مختلف و روش های بالا بردن احتمال ایجاد چنین ایده هائی را مورد بررسی قرار دهیم.
اگر شرح یك وضعیت مسئله ساز معمولی مدنظر باشد،فردی كهدر حل مسائل دارای شایستگی باشد باید بتواند راه های معمولی یا بر طبق عادت خود را برای حل مسئله شرح داده،مؤسر بودن آن ها را ارزیابی نموده و راه حل های مختلفی تدوین كند. اگر شرح یك وضعیت مسئله ساز غیرعادی داده شده باشد،فردی كه در حل مسائل شایستگی دارد باید بتواند برخی از روش هی سنجیده ایجاد راه حل های مناسبرا مورد استفاده قرار دهد. معمولاً،استفاده از چهارقانون یورش فكری،كاربرد صورت های تطبیق اسكمپر تدوین شده توسط ابرل روش های ویژه سینتیكز،تفكر جانبی((ادوارد دبونو))نمایش های اجتماعی و سایر ابزار هایی كه منجر به ایجاد ایده های ابتكاری خواهد گردید. با وجود این،عوامل عاطفی،غیر منطقی،فوق منطقی و اانگیزش به ویژه در ایجاد ایده های ابتكاری حائز اهمیت اند. متفكر مبتكر باید از اینكه با دیگران متفاوت باشد(یا در اقلیت یك نفری قرار داشته باشد)احساس راحتی كند. والدین،مربیان،كارفرمایان،سرپرستان و سایر افرادی كه در هدایت جامعه نقش عمده ای ایفا می كنند می توانند با قائل شدن احترام برای راه های غیر عادی ایجاد شده،نشان دادن این طرز فكر كه ایده های غیر عادی ممكن است مفید باشند با فراهم ساختن وقت برای تمرین بدون ارزیابی،و نظایر آن،این فرایند را تهسیل كنند. ویژگی راه های ابتكاری(5)
در بسیاری موارد،ابتكار به اساس ((ساتوری))و خلاقیت تخیلی خیلی نزدیك می شود. در بسیاری از آزمون های خلاقیت،برای آنكه معلوم شود یك ایده ابتكاری است یا نه،ضابطه ندرت آماری یا كمیابی مورد استفاده قرار می گیرد. معذالك،راه های مختلف باید همچنین نشانه یك جهش فكری-دار!بودن((نیروی))خلاقیت بوده و از آنچه واضح است بدور باشد. بدین ترتیب، نمی توانیم راهی را كه بر طبق عادت به فكر خطور می كند یا مكرراً اتفاق می افتد ابتكاری ارزیابی كنیم. ولی در بسیاری موارد، راه هایی كه به ندرت ارائه می گردد نشانه یك جهش فكری بوده و دارای قوت خلاقیت است و تلقی كردن آن بعنوان موجه است.
ممكن است مفید باشد كه ببینم چگونه این طرح در راه های مختلفی كه آمده عمل می كند. راه های مختلفی را كه برای كاربرد های غیر عادی اتومبیل های اسقاطی ایجاد كردید مورد بررسی قرار دهید. هریك از راه های مختلف زیر را كه ذكر كردید علامت بزنید و ببینید پس از حذف این ها چه پاسخ هایی باقی می ماند:
*هنر،هنر انتزاعی،مجسمه سازی مدرن،هنر توده پسند و غیره.
*اتومبیل ها،یك اتومبیل از چند اتومبیل اسقاطی بسازید.
*اتومبیل ها،برای بازی بچه ها كه تظاهر به راندن اتومبیل كنند.
*صندلی ها.
*تخریب كلی.
*نمایش اتومبیل های تصادفی برای هشدار به رانندگان.
*استفاده های آموزشی،دوباره سازی برای یادگیری،آن به جوان برای یادگیری درباره اتومبیل.
*كاشتن گیاهان.
*مسابقه.
*تعمیرو فروش آن ها.
*استفاده های آموزشی،دوباره سازی.
*یادگیری درباره اتومبیل.
*خورده آهن،خورده فلزو غیره.
*وسائل یدكی برای اتومبیل های دیگر.
*استفاده از تایر ها برای گرداندن به عنوان اسباب بازی.
*با چكش روی آن ها بكوبید تا تنش خود را از بین ببرید.
*باز سازی تایر ها برای فروش.
*اسباب بازی در زمین بازی.
پشتیبانی از سایر رشته ها و تحقیقات خلاقیت(5)
ایده((وحدت اضداد))و فرایند های فكری مربوط به عنوان فرآیند های غیر واپس رو سطح بالا،منحصر به روانكاری نیست و مدتهاست كه در مآخذ نمایشی موسوم بوده است. در واقع،بیشتر نمایش های بزرگ مربوط به حل خلاق اختلافات همراه با بر خورد بوده و این انفجارات بینش زاست كه در تآتر مورد تحسین قرار گیرد.روبرت ادلر،به این پدیده ها((وحدت اضداد))اطلاق نموده و اعتبار این ایده را از طریق ساخت و بازی كردن سناریو هایی نظیر سناریو های درام اجتماعی كه قبلاً ذكر آن رفت نشان می دهد.استفاده از این چنین اختلافاتی در نوشته دراماتیك به وسیله انگری در نوشته كلاسیك وی موسوم به هنر نویسندگی دراماتیك شرح داده شده است.
مفهموم وحدت اضداد همچنین در تحقیقات درباره افراد خلاق دیده شده است. به ویژهدر تحقیقات مك كینون و بارون و همكارانشاندر((انستیتوی ارزیابی و تحقیقات شخصیت ها))در دانشگاه كالیفرنیا در بر كلی واضح و روشن است. آناندریافتند كه افراد فوق العاده خلاق بیش از همتایان كمتر خلاقشان در وفق دادن خود با تضاد های درونی شان موفق بوده اند. آنان در آن واحد دارای ویژگی های مذكر و ویژگی های مؤنث،مستقل و وابسته،دارای،خودكاری بیشتر و نیز پذیرا تر و باز تر نسبت به ایده های دیگران،همرنگ جماعت تر و خود رأی تر هستند. بسیاری از افراد كمتر خلاق نسبت به این ویژگی های متضاد در بین افراد خلاق و از نتایج چنین تحقیقاتی در تعجب اند. چنین خصوصیات متضاد از نظر منطقی قابل توجه نیستند و برای افراد كمتر خلاق چنین سنتر خلاقی قابل درك نیست.
شخصیت خلاق(1)
با وجود دلایل معتبر،می توان پذیرفت كه روش های مبتكرانه در افرادی كه با بصیرت عمل می كنند،تا حدودی عادی است. در شرح حال افراد نابغه و نوآور همواره می توان نشانی از تفكرات نوآورانه پیدا كرد البته،افكار معدودی به خود ادامه داده و شهرت خود را در یاد بجای گذارده اند.بازده بسیار بالا برای افرادی كه كار های چشمگیری ارایه داده اند،یك قاعده است و نه یك استثنا. به نظر می رسد كه واكنش های مبتكرانه در برخی دیگر،هیچگاه از تفكرات مرسوم و قالبی خود دست نمی كشند.
اگر برخی از افراد همواره مبتكرانه عمل كرده و برخی دیگر خیر،این به جهت الگو های معین ویژگی های نسبتاً پایداری است،كه ایجاد كنش های مبتكرانه را هم تسهیل بخشیده و هم با مانع روبرو می سازد.
آنچه ما خلاقیت می نامیم در واقع به دست آوردن چیزی منحصر به فرد و یا حداقل كمیاب است. نقش الگویی معلم در رشد خلاقیت(3)
نقش الگویی معلم نیز در بالا بودن قدرت خلاقیت دانش آموزان دارای اهمیت بسزایی است. تحقیقات نشان داده اند افراد خلاق خیلی بیشتر از افراد غیر خلاق در پرورش خلاقیت موفقترند. معلمی كه از انگیزه خلاق برخوردار است هم خود الگویی برای خلاق بودن و هم فرایند خلاقیت را تقویت می كند. آنها به واسطه نگرشی كه دارند از دانش آموزان اطلاعات و پیروی محض نمی خواهند،بلكه به آن ها آزادی لازم را خواهند داد تا بتوانند خود كشف و ابداع كنند. از سؤالات غیر منتظره و حتی به ظاهر نا معقول و عجیب آن ها استقبال می كنند و به بحث و گفتگو پیرامون آن می پردازند و با فراهم آوردن محیط مناسب به دانش آموزان فرصت می دهند،توانایی بالقوه خویش را محقق سازند و در نهایت تلاش می كنند آنچه موجب توسعه خلاقیت هم در دانش آموزان و هم در خودشان می گردد را بشناسند و به كار بگیرند. آمابیل معتقد است معلمان با بیان آزاد احساس خود مانند عشق و شادی،كنجكاوی به امور می توانند الگوی مناسبی برای كودكان باشند.
تو صیه هایی برای رشد خلاقیت(4)
*مكان ها و زمان ها را كه معمولاً ایده های جدیدی به ذهنتان می رسد،شناسایی كرده و سعی كنید روزی یكبار در آن موقعیت قرار بگیرد(قبلاً كاغذ و قلم برای یادداشت برداری آماده كنید).
*هنگامی كه با مشكلی روبرو می شوید بعد از نیم ساعت سعی كنید جای خود را عوض نموده و از هوای تازه استنشاخ نمایید. به طور كلی حال و هوای خود را عوض كنید و دوباره به موضوع فكر كنید.
*مرتب با خود فكر كنید اگر مشكل یا مسئله ام حل شود چه خواهد شد. همین تصور به شما نیرویی برای حل مسئله و دیدن آن زوایای مختلف می دهد.
*به آهنگ های الهام بخش بیشتر گوش دهید. مثل آهنگ هستی!
*از مكان های رویایی مثل موزه ها وم آثار باستانی و...بیشتر دیدن كنید.
*با افراد خلاق بیشتر معاشرت كنید.
*به جاهایی كه تا به حال نرفته اید بیشتر مسافرت كنید.
*به طبیعت بیشتر بروید. مخصوصاً جاهایی كه تا به حال نرفته اید.
*خلاقیت نمی تواند تحت شرایط فشار ایجاد شود. اگر عجله،تشویق یا مشغولیت و نگرانی زیادی دارید آن ها را برطرف نمایید.
*اشیایی را كه روی میز یا جلوی چشمتان قرار می دهید،متنوع باشد. همچنین سعی كنید از چیز هایی انتخاب كنید كه خلاقیت را بیشتر تحریك می كنند. مثل اشیاء عجیب و غریب،عتیقه و یا حتی قراضه های بی ارزش.
*سعی كنید گاهی مخالف عادت های خود رفتار كنید. به عنوان نمونه اگر عادت به سیگار یا آدامس دارید حداقل گاهی آن را كنار بگذارید و یا اگر همیشه با اتومبیل شخصی به محل كار یا مسافرت می روید گاهی با وسایل عمومی بروید و یا اگر همیشه از كانال رادیو یا تلوزیون خاصی استفاده می كنید گاهی از كانال های دیگر نیز استفاده كنید و همچنین اگر عادت كرده اید كه همیشه به رستوران مشخصی رفته و در محل معینی بنشینید گاهی بر خلاف آن عمل كنید و...
*دكوراسیون منزل یا محل كار خود را مرتب تغییر دهید.
*همیشه از نمایشگاه اختراعات و اكتشافات دیدن كنید.
*از افراد غریبه یا بی خبر از موضوع،حتی بچه ها در حل مسئله تان استفاده كنید.
*برای حل مشكل مورد نظرتان یك زمان ضرب العجل معین كنید.
*سعی كنید خودتان را جای موضوع یا مشكل و از دریچه دید آن به مسائل نگاه كنید.
*معما زیاد حل كنید.
*سعی كنید تكنیك شش كلاه فكری را در محل كار یا منزل و بین اقوام و دوستان رایج كنید.
برو هر لحظه ایمان تازه گردان مسلمان شو،مسلمان شو،مسلمان


تشخیص مردانی که پولدار می شوند!

 

حس ششم در زنان قوی تر از مردان است

 

آیا می دانید به چه کسانی موفق می گویند؟

 

دور اندیش و آینده نگر باشید

 

آیا ثروتمند شدن به بهره هوشی بالا نیاز دارد؟

 

تشخیص مردانی که پولدار می شوند!

 

چگونه برای موفقیت مسایل را تغییر دهیم؟

 

چند راهکار درزندگی

 

زبان بدن راز موفقیت




منبع:
http://daneshjoo2010.mihanblog.com


نوشته شده در : دوشنبه 11 بهمن 1389  توسط : رضا .    نظرات() .

Darci
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:42 ق.ظ
This article offers clear idea for the new visitors of blogging,
that genuinely how to do blogging and site-building.
chloebarber.hatenablog.com
جمعه 22 اردیبهشت 1396 12:05 ب.ظ
Thanks for finally talking about >مقالات - خلاقیت و راه های افزایش آن <Loved it!
BHW
جمعه 18 فروردین 1396 08:46 ب.ظ
I read this article fully concerning the difference of newest
and preceding technologies, it's remarkable article.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر